
تقديم به چشمهايي كه در راه ماندهاند و دلهاي غمگيني كه آنها را راندند، تقديم به اشكهايي كه غرورشان شكست و عهدهايي كه كسي آنها را نبست. زندگي شيبي است، عشق سيبي است.
قرار نبود كسي فقط بگويد دوستت دارم، قرار نبود كسي به هواي شكستن دل ديگري بماند .....
من و تو دور از هم ميپوسيم غمم از پوسيدن نيست غمم از زيستن بي تو در اين لحظههاي دلهره ست ...
از كودكي به من آموختند دوست بدار و حالا كه ديوانه وار دوست دارم ميگويند فراموش كن....
بياييد الان مآ به هم نيازمنديم كنار هم باشيم
+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت
|

