تبليغاتX
کیان تاج

بار الها دیر زمانیست که زبان در کام فرو بسته ام، تا که شاید سرنوشتم را عوض کنی،وهر روز در اندیشه اینم که چگونه او را فراموش خواهم نمود،آیا به راستی توان این کار را دارم؟
 
روزها را یکی پس از دیگری، وشبها را نیز بی او سپری می کنم،ولی هیچگاه اورا از خود دور نمی بینم.
 
خدایا من را چه شده است؟ که هر روز که می گذرد نه تنها که از او دورتر نمی شوم هیچ،بلکه آنچنان در قلبم جای گرفته است که دیگر تنم همان قلبم است وقلبم هم مملو از وجود او.
 
خدایا این چه دردیست که درمان ندادی،یا اگر هم که دادی به من ندادی یا اگر هم که دادی چرا چشم دیدن آنرا به من ندادی؟
 
پروردگارا می دانم که گناه کرده ام ولی نمی دانم که این تاوان کدامین گناهم می باشد که نه یارای گریختن می دهی و نه جسارت رفتن ونه توان تحمل کردن.........
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت |
 

 

هنگامی که خدا هم به انسان حسادت خواهد ورزيد

به جهاني بينديشيد که هر کسي از سد در سد (صد) بهره هوشي اش استفاده کند... آن وقت خدا هم به زمين حسادت خواهد ورزيد و دوست خواهد داشت تا  در زمين متولد شود.آنگاه زمين بهشت مي شود ؛ بهشت برين.اما حالا درست جهنم است.اما سرکوبگران دست از سر انسان بر نمي دارند. به محض اينکه کودکي به هستي در مي آيد (متولد مي شود) ، به رويش مي پرند , براي له کردن انرژي اش  , براي تحريف او , تحريفي چنان ژرف که هرگز متوجه نشود که زندگي اش  , زندگي نيست , جعلي است , واقعا زندگي نمي کند , همانطور که به کيهان (دنيا) آمده زندگي نمي کند و اينکه به طور ساختگي و بدلي حيات دارد و روح واقعي اش چيز ديگري است.به همين دليل ميليارد ها نفر در بدبختي هستند. آنها احساس مي کنند که سرگردان شده اند و اينکه صاحب خودشان نيستند و اينکه چيزي اساسا اشتباه صورت گرفته است...

========

برگرفته از کتاب شهامت نوشته اشو

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM